تبليغاتX
زمزمه‌های دیوانه خدا
ناگفته‌های مزدک علی نظری

 گفته بودم وقتش که بشود خبر را می گویم. این هم خبر: الان رسیدم فرودگاه بین المللی بروکسل، صحیح و سالم! اینجا اینترنت مفت است و با بقیه پول سیگارم می توانم در این سه ساعتی که وقت دارم، حسابی توی نت بگردم. اما حالش را ندارم. دلشوره نمی گذارد... تمام راه این آهنگ را گوش می دادم:

Il pleut sur Bruxelles

(در بروکسل باران می آید)

Mais lui il s'en fout bien

Mais lui il dort tranquille

Il n'a besoin de rien

Il a trouvé son île

Une île de soleil et de vagues de ciel

Et il pleut sur Bruxelles

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 7:38  توسط مزدک علی  | 

 انگار باز مردن خوبان مد شده است. خداییش این یکی از خوب‌ترین خوب‌ها بود. من که جز خوبی چیزی ازش ندیدم!

Cause this is thriller, thriller night 
Girl, I can thrill you more than any ghost would ever dare try 
Thriller, thriller night 
So let me hold you tight and share a killer, thriller, oooowwwwww 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 5:10  توسط مزدک علی  |