تبليغاتX
زمزمه‌های دیوانه خدا - ترکش های جم
ناگفته‌های مزدک علی نظری

 لابه لای کامنت های پست قبلی، یکی بیشتر از بقیه توجه ام را به خود جلب کرد و نیاز دیدم جوابی - هرچند کوتاه- بنویسم. نویسنده که خودش را «حمید داودآبادی» معرفی کرده بود را نمی شناختم. ولی کامنت دوست ارزشمندمان «رضا صدیق» خیلی چیزها را برایم روشن کرد و به نظرم حالا خواندن این دو کنار هم، خالی از لطف نیست. داودآبادی که از بچه های جبهه بوده، سابقهء انتشار نشریه «فکه» را دارد و اینطور که از وبلاگش پیداست از دوستان مسعودخان است، نوشته بود: «خدمت آقای جم عرض کنید:

1- زمان جنگ نه تنها فیلم از فریاد تا ترور که ترانه شما نیز کاملاً ممنوع بود و تخلف حساب می شد. پس در کدام جبهه از آن روحیه می گرفتند؟ شاید عراقی ها بودند!

2- مرد باش و دروغ نگو. آن شب در سینما سپیده برای نمایش فیلم «کدام استقلال، کدام پیروزی» افتخار می کردید کنار ده نمکی نشسته بودید و کلی هم عکس گرفتید. 1 سال قبل از ساخت اخراجی ها.

3- مردانه بگو کدام سکانس اخراجی ها دم صدا و سیما بوده؟»

چند دوست دیگر هم کامنت گذاشته و به جم ایراد گرفته بودند. ایراد همه کاملاً درست و متین، می شود همهء این ها را مستقیماً به خود ایشان گفت و جواب شنید؛ کاری که من کردم! اما حالا نوشتهء رضا صدیق را بخوانید:

«به نام حق.

جناب آقای داوود آبادی از مردهای تفحص و جنگ دیده است و موجب ناراحتی ست که اینطور داد حمایت از چنین مردی دارد... کاش یاد رفقای مردی که مردانه شهید شدند می افتاد، یاد استخوان هایی که سال های سال بعد از جنگ به خانه برگشتند... یاد زن های بیوه و بچه های یتیمی که چشم انتظار پدرانشان هستند... یاد... و فرق تک تک آن ها را با دکان آقای فیلمساز می فهمید... کثیف ترین شغل و آدم ها، کسانی هستند که با خون مردانی که برای میهن و اعتقادشان جنگیده اند کاسبی کنند و پول در بیاورند... اینطور نیست برادر؟

سلام جناب داوودآبادی! بی مقدمه می گویم... مگر اینطور نیست که آقای فیلمساز با خون شهدا و عکس های تکه تکه شده ی آن مردها خانه ی اجاره ای خواجه نظام اش را به خریدن خانه در (...) تغییر داد؟! اینطور نیست که ایشان با داد خون خواهی آن دلیرمردان بی ادعا، کاسبی می کرد و می کند؟ و اگر آن ها نبودند، لابد آقای فیلمساز قطعاً با چیز دیگری کاسبی می کرد و...

جناب داوودآبادی!

کاش لحظه ای چشم های همان رفقای شهید و سربلند را به خاطر بیاورید و کاش در خلوت خودتان فرق و فاصلهء آن اسطوره ها را با عَلمی که الآن در دستتان هست (به دادخواهی ده نمکی) به یاد بیاوردید... کاش به جای دفاع از این آقا! و چوب تکفیر زدن به جریان «ضد دهنمکی»، بی طرفانه نظر می دادید. مگر نه اینکه حضرت علی در جنگ جمل می گوید: (نقل به مضمون) حق را با آدم ها نسجید، ابتدا حق را بشناسید و بعد که حق را شناختید اهل را می یابید...

جناب داوودآبادی!

اینجا من از شمایی که مدت های زیادی در فکه و شلمچه و... جنازه پاک و تکه تکهء شهدا را تفحص می کردید می پرسم، که شما واقعاً حق را شناخته اید و بعد اهلش را؟ یا حق را با آدم ها میزان می کنید؟!»

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 10:46  توسط مزدک علی  |